تجسمیآنلاین: شروین کندری: ریچارد اَوِدان عکاس مد و پرتره اهل ایالات متحده آمریکا بود. وی در ۱۵ می ۱۹۲۳ در نیویورک در یک خانواده روس یهودی متولد شد و در ۱ اکتبر سال ۲۰۰۴ در سن ۸۴ سالگی از دنیا رفت. علاقه وی به مد و فشن میتواند ریشه در فرهنگ خانوادگی او داشته باشد، زیرا پدر او یک مهاجر روس تبار یهودیی وکارش فروش لباس بود، همچنین مادرش در زمینهی طراحی لباس فعالیت داشت. او عکاسی را در دوران نوجوانی آغاز کرد و برخلاف علاقهاش در دانشگاه به تحصیل در زمینه شعر و فلسفه پرداخت، اما علاقه او به عکاسی باعث شد که درسش را نیمه تمام بگذارد.
درسال ۱۹۴۴ در یک شرکت بهعنوان عکاس تبلیغاتی استخدام شد اما طولی نکشید که برودویچ او را بهعنوان مدیر هنری مجلهی مد هایپر انتخاب کرد. ریچارد باعث تغییرات اساسی در زمینه عکاسی مد و فشن شد. او بجای عکاسی از مدلهای ثابت که تنها لبخندی بر لب داشتند، به سراغ مدلهایی رفت که در حال حرکت و رقص بودند. از افراد مشهور دوران خود مانند باستر کیتون، مارین اندرسون و… نیز عکاسی کردهاست. از معروفترین و مشهورترین عکسهای او میتوان به dovima with elephant اشاره کرد.
اکثر عکسهای ریچارد اودون موضوع یگانه و واحدی دارند. موضوع آنها مردان و زنانی هستند که حالت ظاهری و چهره و طرز ایستادنشان نشانه غرور آنهاست. او یکی از تاثیرگذارترین عکاسان در زمینهی مد و فشن بود. از آثار اودن میتوان فهمید که او حتی کمترین علاقهای به عکاسی از موضوعات اجتماعی ندارد و سوژههای او عموماً مانکنها، مدلها و افراد سرشناس بودهاند. ریچارد اودون را به دلیل ایجاد تغییرات اساسی در عکاسی میتوان یک عکاس و هنرمند پست مدرن دانست.
در تاریخ هنر رفته رفته، عکاسی از صنعت به یک هنر تثبیت شدکه در آن ترکیب بندی از مسائل مهم زیبایی شناسی و ایجاد ایدههای نوین محسوب میشود. در طول تاریخ ترکیب بندیهای مناسب و به یاد ماندنی توانستهاند به درستی از نقطهی طلایی بهره بگیرند و عنصرها و اهداف اصلی هنرمند را برجستهترکنند.
در عکس دوویما در کنار فیل ها، ریچارد اَودون با دغدغه ی ذهنی از پیش تعیین شده اش، پیش از هر چیز صحنه را به خوبی در ذهنش مجسم کرده است و توانسته موارد مفهومی و کلیدی تصویرش را درون نقطه ی طلایی جای دهد.
اولین نکته ی موجود در عکس از همین جا شکل میگیرد که هنرمند از تنالیته سیاه و سفید به عبارتی دیگر از عکس سیاه و سفید که قدرت جاذبه و نفوذ بیشتری دارد بهرهمند شده تا ناگفتههایی را که بشر در انتظار شنیدن و دریافتن آنها است بیان کند. تضاد بصری همانند قطب مثبت و منفی موجود در آهنربا، وجود انحنا و ظرافت و زنانگی مدل، حالت قرار گیری آن در مرکز تصویر که به صلیب کشیده شدن مسیح را یادآور میشود، همه عناصر بصری به گونهایی نقش ایفا میکنند که گویی دوویما خود را فدا کرده است تا پیام آور آیندهایی روشن از ماورای ذهن بشر در هنر عکاسی مد و فشن باشد.
هنرمند بشارت خود را توسط فیگور زن در مرکز عنوان میکند و هردوی آنها در این رویداد جدید پیشرو و پیش قدم هستند، دوویما با پوشیدن لباسی مدرن در عین حال ساده و بستن پارچهایی سفید با چین و چروکهای خشک که نشان دورهی کلاسیک در عکاسی است، پایان دوره ی کهن و قدیمی ، همچنین ورود به دروهایی جدید در هنر عکاسی و مد را مطرح میکند. در ادامه میتوان اشارهکرد که دوویما با در دست گرفتن خرتوم فیل در سمت راست تصویرکه در حال شیپور کشیدن و خبر دادن است، همانند صدای یک ناقوس از اعماق اقیانوسها و یا روز رستاخیز، اتمام دورهایی سیاه در جامعه و هنر را اعلام میکند و اجتماعش را به صلح و آرامش دعوت میکند. آنچهکه در تصویرکاملا مشهود است فیگور در وسط تصویر با چرخاندن سرش به سمت چپ و اشارهی دست چپش به همین سمت، نگاه ببینندگان را به آیندهایی نامعلوم و مملوء از روشنایی و پیشرفت هدایت میکند.

آیندهایی که ریچارد اَودون و دوویما هیچ هراسی از آن ندارند و با آغوش باز به استقبال فردا و جامعه ایی موفقتر رفتهاند. هنرمند با نیم نگاه فیل در سمت چپ، شرایط موجود در اجتماعش را به نمایش در آورده است، نگاهی سرشار از تردید در میان قشر روشنفکر اجتماع که نمیدانند درآینده چه پیش خواهدآمد. اَودون با استفاده از اِلمان فیلهای در بند که در دو طرف تصویر مشهود است به گذشته و آینده نگاهی همزمانی داشتهاست به نحوی که مخالفت با جنبش پیشین در عکاسی را مطرح میکند و هم به آیندهایی نگریستهاست که خود و همراهانش رادر مقابله با فشار و تنگناهای اجتماعی آن زمان مواجه میساخت.
به طور کلی هنرمند با روشن بینی، به زیبایی هرچه تمامتر و با کمک گرفتن از سایه و تیرگی به وجود آمده زیر پای دوویما در سمت چپ برروی زمین سعی بر ایجاد کردن، حس القا کنندهی یک شمشیر تیز و برّندهایی را داشته استکه در نهایت زنجیرها را از بین برده و حس رهایی و آزادی وصف ناپذیری را به بینندگان اثر منتقل میکند.
اگر این اثر در قالب رویکرد و دیدگاه مورد بررسی قرار گیرد به چند شاخهی مجزا از هم تقسیم خواهدشد که باهم ادغام شده و این در هم تنیدگی هم راستا بودن ذهن هنرمند را به نمایش درآوردهاست. ریچارد اَودون در دورانی به هنر عکاسی پرداختهاستکه فضای سیاسی و سوسیالیستی همچنین تاثیرات جنگ جهانی دوم سرتا سر فرانسه را فرا گرفته بود. در سال 1945 با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم، شروع اعتراض های استقلال طلبانه ی الجزایری ها عمومیت یافت ولی فرانسه با وجود یک میلیون اروپایی در خاک الجزایر حاضر به باز گرداندن استقلال این کشور نشد.
در اثر دوویما در کنار فیل ها توجه به جایگاه اجتماعی زن به خوبی قابل درک است. جبهه ی فمینیسم در آن دوران به اوج قدرت خود رسید تا آنجا که هنرمند برای اعلام تغییر روند عکاسی خود و مردود اعلام کردن دوره ی کلاسیک پیشین از مدلش دوویما که یک زن بود استفاده کرد تا پیام آور جایگاه والای اجتماعی زنان در آن دوران باشد.
در ادامه می توان اثر مذکور را از دیدگاه شمایل نگاری نیز مورد بازنگری قرارداد، زیرا هنرمند با استفاده از استعاره خاستگاه شخصی خود را عنوان کردهاست. رویکرد شمایل نگاشتی در درجهی نخست معنا و محتوای موضوع را در نظر میگیرد. ریچارد اودون با بهرهگیری از اتفاقات جامعه آن زمان، گذشته به اسارت کشیده شده خود را با حرکت موجود در فیلها و فیگور زن در تصویر، از جنگها تا اعتراضهای استقلال طلبانهی الجزایر و دولت سوسیالیست حاکم در آن زمان برای رسیدن به دموکراسی را نشان میدهد. او با بهوجود آوردن ترکیبی از فیل ها، زن و عناصر بصری دیگر در تصویر سعی دارد منابع گوناگون را باهم در آمیزد که بن مایههای فرهنگی، متنهای معاصر یا انتقال یافته از فرهنگهای پیشینیان و سیر تغییرات و تحولات هنری را در برگرفتهاستکه این تحولات عظیم در اثر دوویما در کنار فیلها با جامعه به اشتراک گذاشتهشدهاست.
همانطور که پیشتر نیز به آن اشارهشد ریچار اودون با قرار دادن فیگور زن به شکل صلیب آنهم در مرکز تصویر به دو مورد به صورت همزمان اشاره میکند، هم به ستاندن وگرغتن قدرت پاپ توسط دولت مردان و کمرنگ شدن دین مسیحیت در بین عوام، هم علاقه و توجه شخصی خودش به مسیحیت را نشان میدهد. دوویما را همچون یک قدیس قلمداد میکند که نماد پاک دامنی دارد و سختیها را به دوش میکشد. نمیتوان از شباهت های موجود در این عکس و آخوری که مسیح در آن متولد شدهاست چشمپوشی کرد. او با قرار دادن فیلها، زن به صلیب کشیده شده و کاههای موجود بر روی زمین این صحنه را بازنمایی کردهاستکه اینبار بجای بشارتدادن تولد مسیح، پیام آور دورهایی جدید در عکاسی و مد است.
هنرمند توجه بسیاری به تضاد رنگی سیاهی و سفیدی که کاملا در تصویر به وضوح پیدا است، داشته و می توان آن را تضاد قراردادی قلمداد کرد که تاریکی و روشنایی، مثبت و منفی، نادانی و دانایی، گناه و رستگاری را باز نمایانده است.
در انتها اثر دوویما در کنار فیل ها از دیدگاه فرمالیستی دارای جبههای ناشناختهایی است که باید به تحلیل و تفسیر آن پرداخت. در این اثر هنرمند با انتخاب نوع کادرش، مربع، مستطیل بر انگیزندهی احساس پایداری در بیننده است. همچنین با استفاده و بهره بردن از فرمهای منحنی موجود در فیگور زن و فیلها پویایی و حرکت را به نمایش در میآورد.

او در این اثر از ژرفنمایی تصویری بهره جستهاستکه از طریق سایههای به وجود آمده، ماهیت نوینی پیدا میکند. به عبارتی دیگر نور پردازی به گونهایی بودهاست که توهم یک فضای سه بعدی را بهوجود میآورد و این حس به مخاطب القا میشود که دوویما بسیار جلوتر و حتی بیرون تصویر قرار دارد و به سمت بیننده خودش را رها میکند. اندام زن و فیل ها تخت یا دو بعدی به نظر نمیرسد گویی جرم دارند و حجم حاصل بیننده را از وجود مادهی فیزیکی واقعی آگاه میکند.
موثرترین عنصر فرمالیستی رنگ است : تاثیر روان شناختی رنگ ثابت شده است. ریچارد اَودون در اینجا با استفاده از تنالیته های بین سیاه و سفید تلاش کردهاستکه نگاه بیننده را به داخل بکشاند و او را به کشف رخداد های از پیش تعیین شدهی ذهنش دعوت میکند.